معانی کلمه : معادله
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. برابر کردن.
۲. هم وزن کردن دو چیز.
۳. اندازه گرفتن میان دو چیز.
۴. هم چندی.
۲. هم وزن کردن دو چیز.
۳. اندازه گرفتن میان دو چیز.
۴. هم چندی.
فرهنگ معین
(مُ دَ لَ یا دِ لِ ) [ ع . معادلة ] ۱ - (مص م . ) هم وزن کردن دو چیز، برابر کردن . ۲ - (اِمص . ) برابری . ۳ - هموزنی . ۴ - در ریاضی دو عبارت جبری که به ازاء مقادیر معین صحیح باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
برابرکردن، هموزن کردن دوچیز، اندازه گرفتن میان دوچیز ، همچندی
با چیزی برابر آمدن یا هم وزن کردن و برابر گردانیدن چیزی را به چیزی .
با چیزی برابر آمدن یا هم وزن کردن و برابر گردانیدن چیزی را به چیزی .
دانشنامه عمومی
تَرازِش.
معادله عملیاتی در ریاضیات است که به وسیله ی آن میتوان مجهول ها را بدست اورد.
مترادف و متضاد
برابری، تساوی، هموزنی ≠ نابرابری
equation (اسم)
برابری، معادله
فرهنگ فارسی ساره
هم چند
