کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه معاتبه | کلماتور
معانی کلمه : معاتبه
تلفظ بین المللی :
/maʔˈɑtebˌeː/
تلفظ :
[ma?'Ateb,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
علی قدر مراتبهم
معاتب
معاتبت
معاتبت فرمودن
معاتبت کردن
معاقبه
مکاتبه
طرف مکاتبه
مکاتبه کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
معاتبه. [ م ُت َ ب َ / ت ِ ب ِ ] ( از ع ، اِمص ) خشم گرفتن. عتاب کردن. ملامت کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معاتبة و معاتبت شود.
معاتبة. [ م ُ ت َ ب َ ] (ع مص ) با کسی عتاب کردن . (تاج المصادر بیهقی ). خشم گرفتن و ملامت کردن یا خشم گرفتن همدیگر را. عتاب . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). خشم گرفتن همدیگر را. (آنندراج ). عتاب . ملامت کردن . (از اقرب الم...
فرهنگ عمید
۱. به یکدیگر عتاب کردن.
۲. به کسی خشم گرفتن و او را سرزنش کردن.
۳. درشت گویی.
فرهنگ معین
(مُ تَ بَ یا تِ بِ ) [ ع . معاتبة ] (مص م . ) سرزنش کردن ، پرخاش کردن .
فرهنگ فارسی
به یکدیگرعتاب کردن، به کسی خشم گرفتن واوراسرزنش کردن ، درشت گویی
۱ - ( مصدر ) عتاب کردن یکدیگر سرزنش کردن هم . ۲ - ( اسم ) عتاب سرزنش .
مترادف و متضاد
۱. تشر، تندی، توپ، سرزنش، عتاب، ملامت، سرکوفت، نکوهش
۲. سرزنش کردن، عتاب کردن، خشم گرفتن
کلمات مرتبط
علی قدر مراتبهم
معاتب
معاتبت
معاتبت فرمودن
معاتبت کردن
معاقبه
مکاتبه
طرف مکاتبه
مکاتبه کردن
نظرات