کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مطور | کلماتور
معانی کلمه : مطور
تلفظ بین المللی :
/mˈatvar/
تلفظ :
[m'atvaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جواد مطوری
علی مطوری
مصطفی مطورزاده
مطوری
دیوارۀ محوری
رشتۀ محوری
رفتار سلامت محور
رقص محوری
رهگیر برون محور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مطور. [ م ُ ] ( ع مص ) شتافتن. ( تاج المصادر بیهقی ). بشتافتن و تیز رفتن. || در روی زمین شدن. ( زوزنی ). شدن در زمین و رفتن. || پر کردن مشک را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || نیکی رسانیدن. ( منتهی الارب ) ( ازآنندراج ).
فرهنگ فارسی
شتافتن بشتافتن و تیز رفتن
کلمات مرتبط
جواد مطوری
علی مطوری
مصطفی مطورزاده
مطوری
دیوارۀ محوری
رشتۀ محوری
رفتار سلامت محور
رقص محوری
رهگیر برون محور
نظرات