مطمئن . [ م ُ م َ ءِن ن ] (ع ص ) آرامنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ساکن . (اقرب الموارد) (محیط المحیط). آرمیده و سکون گیرنده : من کفرباﷲ من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان . (قرآن 106/16). || رجل مطمئن ؛ مرد مقیم شده در جایی که آن را وطن قرار داده باشد. (ناظم الاطباء). || مکان مطمئن ؛ مکان پست . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ بعد شود....
فرهنگ عمید
۱. آرام و آسوده خاطر. ۲. [قدیمی] آرمیده، قرارگرفته.
فرهنگ معین
(مُ مَ ئِ ) [ ع . ] (ص . ) ایمن ، آسوده .
فرهنگ فارسی
آرمیده، قرارگرفته، آرام و آسوده خاطر
۱ - ( اسم ) اطمینان دارنده آرام و قرار دارنده . ۲ - ( صفت ) آرام آسوده جمع : مطمئنین . ماخوذ از تازی آرام و آسوده و راحت و راضی و خشنود و محفوظ و امن .
sure (صفت)قطعی، مسلم، محقق، مطمئن، خاطر جمع، پشت گرم، یقین، استوار، متقاعد، از روی یقین، راسخ یقیناassured (صفت)جسور، مسلم، مغرور، مطمئن، امن، بیمه شده، خاطر جمعsafe (صفت)صحیح، مطمئن، امن، بی خطر، محفوظ، محفوظ از خطر، ایمن، اطمینان بخش، صدمه نخوردهconfident (صفت)بی پروا، راز دار، مطمئن، دلگرم...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی مُطْمَئِنٌّ: اطمینان یافته (کلمه طمانینة و اطمینان به معنای سکون و آرامش نفس بعد از ناراحتی و اضطراب است ، و این استعمال ریشه از اینجا گرفته که میگویند : اطمانت الارض یعنی زمین مطمئن شد ، یا میگویند : ارض مطمئنة یعنی زمینی مطمئن و منظورشان زمینی است که در آن گودی...معنی ﭐطْمَأْنَنتُمْ: ایمن شدید-مطمئن شدیدمعنی خَبَتْ: فرو کش کرد (کلمه خبت به معنای زمین مطمئن و محکم است و به تدری...