مطاوعت. [ م ُ وَ / وِ ع َ ] ( از ع ، اِمص ) فرمانبرداری کردن. ( غیاث ). کسی را فرمان بردن. ( المصادر زوزنی ) ( یادداشت بخط دهخدا ). پذیرفتن. موافقت. مؤاتات. پذرفتاری. فرمانبرداری. سازواری کردن با کسی. ( یادداشت ایضاً ). اطاعت و فرمانبرداری. ( ناظم الاطباء ) : و مطاوعت ایشان را به طاعت خویش و رسول خود ملحق گردانید. ( کلیله و دمنه ). و هر فرمان که از حضرت شهنشاهی صادر شود جز انقیاد و مطاوعت صورت نب...
اطاعت کردن، فرمانبرداری وموافقت کردن درامری ۱ - ( مصدر ) فرمان بردن اطاعت کردن . ۲ - موافقت کردن . ۳ - ( اسم ) فرمانبرداری اطاعت : ... خلفای مصطفی را ... در امر و نهی و حل و عقد دست بر گشاد و فرمان مطلق ارزانی داشت و مطاوعت ایشان را بطاعت خود و رسول ملحق گردانید ... ۴ - موافقت سازگاری .
مترادف و متضاد
فرمان بردن، اطاعت کردن
اطاعت، پذیرش، پیروی، سازگاری، فرمانبری، مطاوعه کردن، مزاح کردن
۱. اطاعت، پذیرش، پیروی، سازگاری، فرمانبری، مطاوعه کردن، مزاح کردن ۲. فرمان بردن، اطاعت کردن