مطارقة. [ م ُ رَ ق َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر مطارقة. نعل مطارقة؛ دو نعل روی هم قرار داده شده و به هم دوخته . (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به ماده ٔ قبل و طراق شود.
مطارقة. [ م ُ رَ ق َ ] (ع مص ) تو برتو دوختن و جامه بر هم پوشیدن . (تاج المصادر بیهقی ). جامه بر یکدیگر دوختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). طارق بین ثوبین ؛ ا...