مصیبت . [ م ُ ب َ ] (ع اِ) مصیبة. حادثه . سختی و بدبختی و نکبت . محنت و رنج . (ناظم الاطباء). بلیه و هر امر مکروه . مکروهی که به آدمی رسد. سختی . (منتهی الارب ). رنج و سختی و بلا : بداخترتر از مردم آزار نیست که روز مصیبت کسش یار نیست . سعدی .هرکه فریادرس روز مصیبت خواهدگو در ایام سلامت به جوانمردی کوش . سعدی .پرسیدندش که شکرِ چه می گویی ، گفت شکر آن که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی . (گلستان ).اگ...
سختی و رنج، اندوه، مصائب ومصاوب ومصیبات جمع ( اسم ) ۱ - رنچ سختی بلا ۲- اندوه . ۳- در گذشت خویشاوند یا دوستی صمیم : ... داد آن مظلوم مرحوم ازو بستانی و با شافی فضلات خویش تسفی این مصیبت رسیده حاصل کنی ... جمع : مصائب ( مصایب ) مصیبات .