کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مصاف-کردن | کلماتور
معانی کلمه : مصاف کردن
تلفظ بین المللی :
/masˈɑf kˈardan/
تلفظ :
[mas'Af k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
معاف کردن
بطور افراط مصرف کردن
بی مصرف کردن
زیاد خرج یا مصرف کردن
مصرف کردن
مصرف کردنی
معاف کردنی
مصرف کرد
مصاف
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) جنگیدن محاربه کردن : پس بر آن قرار گرفت که مصاف کنند و تاش گرگ پیر بود و چهل سال سپهسالاری کرده بود ...
مترادف و متضاد
صفآرایی کردن
جنگیدن، محاربه کردن، نبرد کردن
۱. جنگیدن، محاربه کردن، نبرد کردن
۲. صفآرایی کردن
کلمات مرتبط
معاف کردن
بطور افراط مصرف کردن
بی مصرف کردن
زیاد خرج یا مصرف کردن
مصرف کردن
مصرف کردنی
معاف کردنی
مصرف کرد
مصاف
نظرات