معانی کلمه : مصاصه
لغت نامه دهخدا
مصاصة. [ م ُ ص َ ] (ع اِ) واحد مصاص که گیاهی است . (از اقرب الموارد). || بارهنگ .
مصاصة. [ م َص ْ صا ص َ ] (ع ص ) مصاصه .دواهایی که اشک چشم روان سازد. (از بحر الجواهر).
فرهنگ عمید
آنچه مکیده شود.
فرهنگ معین
(مُ صِ یا صَ ) [ ع . مصاصة ] (اِ. ) آن چه که در خوردن و نوشیدن جذب بدن شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنچه که در خوردن و نوشیدن جذب بدن شود : چون نحل بر هرشکوفه از افنان عبارات نشستم و از هریک آنچ خلاص. لطافت و مصاص. حلاوت بود با خلی. خاطر بردم .
واحد مصاص که گیاهی است یا بارهنگ
واحد مصاص که گیاهی است یا بارهنگ
