مصارعت . [ م ُ رَ / رِ ع َ ] (از ع ، اِمص ) کشتی گیری و جهد و کوشش بر به زمین افکندن حریف . (ناظم الاطباء). کشتی کردن و با هم یکدیگری را بر زمین کوفتن . (غیاث ) کشتی گرفتن : آن روز تا آخر بر مصارعت و قراع بودند. (تاریخ جهانگشای جوینی ). پسر... گفته بود استاد من فضیلتی که بر من دارد از روی بزرگی است ... وگرنه به قوت از او کمتر نیستم ... ملک را این سخن دشوار آمد، فرمود تا مصارعت کنند.(گلستان ). || ب...
فرهنگ عمید
۱. با هم کشتی گرفتن. ۲. کشتی گیری.
فرهنگ معین
(مُ رَ عَ ) [ ع . مصارعة ] (مص ل . ) با هم کُشتی گرفتن .
فرهنگ فارسی
باهم کشتی گرفتن ، کشتی گیری ۱- ( مصدر ) کشتی گرفتن یکدیگر را بر زمین کوفتن . ۲ - ( اسم ) کشتی گیری .