مصاب . [ م ُ ] (ع مص ) اصابت . (از اقرب الموارد). مصابة. (تاج المصادر بیهقی ). رجوع به اصابت شود.
مصاب . [ م َ صاب ب ] (ع اِ) ج ِ مصب ، موضع ریختن آب . (یادداشت مؤلف ). محل . مورد. موضع: او به قلت عقل ... و اسراف اموال نه در مصاب استحقاق و منع در مواضع اطلاق . (تاریخ جهانگشای جوینی ). هر سال حملی ... به کعبه ٔ معظم ... فرستادی تا بر اشراف حرمین و فقرا و م...
۱. مصیبت زده، سختی دیده. ۲. راست ودرست. ۳. به هدف رسیده. = مصب
فرهنگ معین
(مُ ) [ ع . ] (اِمف . ) ۱ - مصیبت زده . ۲ - راست و درست به هدف رسیده . ۳ - صواب داشته شده .
فرهنگ فارسی
مصیبت زده، سختی دیده ، ونیزبه معنی راست ودرست وبهدف رسیده ۱ - ( اسم ) صواب داشته شده : از منفعت و رای مصابی ومصیبی وز مکرمت و بخت صبیئی و صبائی . ( سنائی ) ۲ - بهدف رسیده . ۳- ( صفت ) راست و درست . نیک سیراب و پر مرد سیراب و پرشده از آب .