معانی کلمه : مشهد
لغت نامه دهخدا
مشهد. [م ُ هََ ] (ع ص ) کشته شده بی قصاص و دیت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کشته شده در راه خدا. (اقرب الموارد).
مشهد. [ م ُ هَِ ] (ع ص )زن که شوی او حاضر باشد نزد او، خلاف مغیبة. (منتهی الارب ) (مهذب الأسماء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
فرهنگ عمید
۱. محل حاضر شدن مردم، محضر، محل حضور.
۲. محل شهادت، شهادت گاه.
۳. مزار و آرامگاه یکی از ائمه.
۲. محل شهادت، شهادت گاه.
۳. مزار و آرامگاه یکی از ائمه.
فرهنگ معین
(مَ هَ ) [ ع . ] (اِ. )۱ - شهاد ت گاه ،محل شهادت . ۲ - محل حضور، جای حاضر شدن مردم . ج . مشاهد.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
مترادف و متضاد
۱. شهادتگاه، قتلگاه
۲. مدفن
