مشمع. [م ُ ش َم ْ م َ ] ( ع ص ، اِ ) موم جامه. ( آنندراج ). مومی و انداخته شده در موم گداخته و اندوده شده با موم. ( ناظم الاطباء ). جامه ای که به موم گداخته ، اندایند تا آب و رطوبت از آن نترابد. به موم آغشته. پارچه و جامه که به موم آغارند، عدم نفوذ رطوبت را. منسوجی که به موم مذاب چشمه های آن را پر کنند تا مانع نفوذ رطوبت شود. موم آلود. به موم گرفته. جامه آلوده به موم تا آب در وی نفوذ نکند. پارچه م...
فرهنگ عمید
۱. شمع آلود. ۲. موم آلوده. ۳. پارچه یا چیز دیگر که با شمع یا موم آلوده شده باشد.
فرهنگ معین
(مُ شَ مَّ ) [ ع . ] ۱ - (اِمف . ) اندود شده با موم ، مومی . ۲ - نوعی پارچة نایلونی .
فرهنگ فارسی
شمع آلود، موم آلود، پارچه یاچیزدیگرکه باشمع یاموم آلوده شده باشد۱- ( اسم ) اندوده شده با موم انداخته شده در موم گداخته مومی . ۲ - ( اسم ) پارچهای پنبهیی ونازک کهیک روی آنرا مقداری چسب آمیخته با ماد. دارویی مالیده شده و آن در مقابل کمی گرما خاصیت چسبندگی بر روی جلد پیدا میکند . مشمع ها اختصاصا بمنظور استعمال خارجی و چسباندن روی پوست بدن بکار میروند . توضیح همین کلمه است که در تداول بصورت مشما در آم...