کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مشمئز-شدن | کلماتور
معنی کلمه : مشمئز شدن
تلفظ بین المللی :
/moʃmˈaʔez ʃˈodan/
تلفظ :
[moSm'a?ez S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مشمول شدن
مشمول مرور زمان شدن
مشمئز
مشمئز کردن
مشمئز کننده
متمیز
مجمز
مرموز
مشائن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
بیزارشدن، دلزده شده، متنفر گشتن ≠ راغب شدن، شایق شدن، مشتاق گشتن
hate (فعل)تنفر داشتن از، بیزار بودن، عداوت کردن، نفرت داشتن از، کینه ورزیدن، مشمئز شدنstrain (فعل)کج کردن، خسته کردن، صاف کردن، پالودن، پیچ دادن، سفت کشیدن، مشمئز شدن، کش دادن، زور زدن، زودبکار بردن، زیاد کشیدن، کوشش زیاد کردنloathe (فعل)بیزار کردن، بد دانستن، بیزار بودن، نفرت داشتن از، مشمئز شدن، منزجر بودن...
کلمات مرتبط
مشمول شدن
مشمول مرور زمان شدن
مشمئز
مشمئز کردن
مشمئز کننده
متمیز
مجمز
مرموز
مشائن
نظرات