مشعلة. [ م َ ع َ ل َ ] (ع اِ) مشعل . (منتهی الارب ). مشعله دان . ج ، مشاعل . (مهذب الاسماء). جایی که در آن آتش افروزند. (از اقرب الموارد). و رجوع به مَشْعَله شود.
( اسم ) مشعل : هزاران مشعله بر شد همه مسجد منور شد بهشت وحوض کوثر شد پر از رضوانپرازحورا. ( دیوان کبیر ) جمع : مشاعل . یا مشعل. خاوری .خورشید. یامشعل. روز. خورشید . یا مشعل. صبح . خورشید . یا مشعل. گیتی فروز . ۱ - خورشید . ۲ - حضرت رسول ص . مونث مشعل سواران پراکنده و متفرق