مشاورت . [م ُ وَ / وِ رَ ] (از ع ، اِمص ) مشورت کردن . (غیاث ). با یکدیگر رای زدن . (ترجمان القرآن ). سگالیدن . (دهار). مأخوذ از عربی ، کنکاش . مشورت . تفکر و اندیشه و مذاکره و تدبیر. (ناظم الاطباء). مشاوره . با کسی رای زدن . شور. سگالش . (یادداشت مرحوم دهخدا) : هشیار در مشاورت شه بود از آنک اندرخور مشاورت شه بود مشیر. فرخی .پس از این هرچه کرده اید و ملک و مال و تدبیرها همه به اشاره ٔ وی رود و مش...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مشاوره : و در مشاورت چون دلالت بر مصلحتی مستقبل بود اقتصاص ضرورت نبندد .