مسود. [ م ُس ْ وِ ] (ع ص ) فرزند مهتر (سیّد) زاینده یا فرزند سیه فام آورنده . از لغات اضداد است . (از منتهی الارب ) (آنندراج ).
مسود. [ م ُ س َوْ وَ ] (ع اِ) روده ها که در آن خون فصد ناقه را پر کرده و سر آن بند کرده بریان نموده خوردندی در جاهلیت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
سَرور؛ آقا؛ سید.
۱. سیاهکننده.
۲. [مجاز] نویسنده.