مسقط. [ م َ ق َ ] (اِخ ) روستایی است به ساحل دریای خزر. (منتهی الارب ). رستاقی است در ساحل بحر خزر در نزدیکی باب الابواب که اهالی آن طایفه ای هستند از مسلمانان با قوت و شوکت ، و در بین دربند و لگزستان واقع شده است . (از معجم البلدان ).
افکندهشده.
محل سقوط؛ جای افتادن.
۱. سقطکننده.
۲. ازبینبرنده.
(مَ قَ) [ ع . ] (اِ.) محل افتادن .
(مُ قَ) [ ع . ] (اِمف .) ساقط کرده ، حذف کرده شده .
ساقط شدن