مسدد. [ م ُ س َدْ دَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از تسدید. رجوع به تسدید شود. || راست و درست و استوار. (منتهی الارب ). مُقوَّم . (اقرب الموارد). راست و درست گردانیده .- رأی مسدد ؛ اندیشه ٔ محکم و استوار : فاعل فعل تمام و قول مصدق والی عزم درست و رای مسدد.منوچهری .|| مرد راستکارراست گفتار. (منتهی الارب ). شخص توفیق یافته و به صواب در گفتار و کردار ارشاد شده . (از اقرب الموارد)....
فرهنگ عمید
راست و درست.
فرهنگ معین
(مُ سَ دَّ ) [ ع . ] ۱ - (اِمف . ) استوار شده ، محکم شده . ۲ - (ص . ) مرد راست و درست . ۳ - امر راست و درست و استوار.
فرهنگ فارسی
راست و درست ( اسم ) ۱ - محکم کننده استوار گرداننده . ۲ - دوایی را نامند که بسبب یبوست و کثافت خود ایجاد سده نماید .