معانی کلمه : مسخر کردن
فرهنگ معین
( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م . ) فتح کردن ، تسخیر کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مسخر ساختن : عاقبت شیراز و تبریز و عراق چون مسخر کرد وقتش در رسید . ( حافظ )
مترادف و متضاد
تحت انقیادخود درآوردن، مطیع کردن، فرمانبردار کردن
تسخیر کردن، بهتصرف درآوردن، تصرف کردن، مسخر ساختن، گشودن، به تسخیر خود درآوردن، مسخر گرداندن، مسخر گردانیدن
۱. تسخیر کردن، بهتصرف درآوردن، تصرف کردن، مسخر ساختن، گشودن، به تسخیر خود درآوردن، مسخر گرداندن، مسخر گردانیدن
۲. تحت انقیادخود درآوردن، مطیع کردن، فرمانبردار کردن
