Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مستی

تلفظ بین المللی : /mˈasti/ تلفظ :‌ [m'asti]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • مستی خون
  • مستی اور
  • مستی و راستی
  • مستی سنج
  • مستی خوردن
  • مستی عرفانی
  • مستی عشق
  • مستی فیل
  • رانندگی در حال مستی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مستی . [ م ُ ] (حامص ) (مرکب از مست به معنی گله و شکایت + ی حاصل مصدر) گله کردن . (لغت فرس اسدی ). ناله . شکوه . شکایت : مستی مکن که نشنود او مستی زاری مکن که ننگرد او زاری . رودکی .به فرمان شاه آنکه سستی کندهمی از تن خویش مستی کند. فردوسی .بقا باد آن ملک را کز بد خویش نباید هیچ مستی و ستغفار.فرخی .هزار نفرین کردم ز درد بر ایام هزار مستی کردم ز گردش اختر. عنصری .باده خور و مُستی کن مُستی چه کنی از...

فرهنگ عمید

۱. مست بودن.
۲. [قدیمی، مجاز] خمارآلودگی: مستی چشم.

۱. گِله؛ شکایت.
۲. (اسم) اندوه.
⟨ مُستی کردن: (مصدر لازم) [قدیمی] گله و شکایت کردن: ◻︎ مُستی مکن که ننگرد او مُستی / زاری مکن که نشنود او زاری (رودکی: ۵۱۱)، ◻︎ باده خور و مَستی کن مُستی چه کنی از غم / دانی که بِه از مُستی صد راه یکی مَستی (لبیبی: شاعران بی‌دیوان: ۴۹۰).

۱. مست بودن.۲. [قدیمی، مجاز] خمارآلودگی: مستی ...

فرهنگ معین

(مُ) (حامص .) گله کردن ، شکایت کردن .

(مَ) (حامص .) حالتی که از نوشیدن الکل در شخص ایجاد شود، مست بودن ،سکر. ؛ ~ و راستی کنایه از: شنیدن حرف درست و بدون دروغ .

(مُ ) (حامص . ) گله کردن ، شکایت کردن .
(مَ ) (حامص . ) حالتی که از نوشیدن الکل در شخص ایجاد شود، مست بودن ،سکر. ، ~ و راستی کنایه از: شنیدن حرف درست و بدون دروغ .

فرهنگ فارسی

گله کردن شکایت کردن : باده خور و مستی کن مستی چه کنی ازغم ? دانی که به از مستی صد راه یکی مستی . ( لبیبی ) توضیح مست بمعنی شکایت و گلهاست و مستی تنها لغتی است که در آن ی حاصل مصدر باسم معنی ملحق شده . مرحوم اقبال نوشته : دراین شعر معروف رودکی که گوید : مستی مکن که نشنود از مستی زاری مکن که نشنود او زاری . نیز مستی را باید بضم میم خواند یعنی گله. آقای فروزانفر و گروهی از فضلا نیز همین تلفظ را پذیرف...

دانشنامه عمومی

مستی عموماً به حالتی گفته می شود که در اثر نوشیدن نوشیدنی های الکلی رخ می دهد. در ادبیات از این واژه برای مخالف هشیاری و همچنین (با ضم م) مترادف گله و شکایت استفاده می شود.اختلال در عمل کرد قلب، ششهاتخریب ماهیچه هاافزایش وزنتضعیف سیستم ایمنی بدنتشنگی و ضعف عضلانیدر اسلام نوشیدن مسکرات حرام و مستی گناه شمرده می شود. مجازات شخص شراب خوار در اسلام تا سه بار اجرای حد و بار چهارم قتل است. قرآن مضرات شر...

مترادف و متضاد

غم، اندوه، غصه

شکوه، شکایت، گلایه

۱. غم، اندوه، غصه
۲. شکوه، شکایت، گلایه

بی‌خودی، سرخوشی، سکر، مخموری، نشئه ≠ هوشیاری، صحو

intoxication (اسم)کیف، مستیbun (اسم)مستی، نان کماج، یکجور کلوچه یاکماج، دم خرگوشdrunkenness (اسم)مستی، نشئهinebriation (اسم)مستیdrunken state (اسم)مستی، خماریkaif (اسم)مستیinebriety (اسم)مستیtipsiness (اسم)مستی، لولی، سرخوشی...

واژه نامه بختیاریکا

بَرمَک برمک؛ قوزل قوزل؛ مِیسه . مثلا گا مِیسه یعنی گاو مستی

کلمات مرتبط

  • مستی خون
  • مستی اور
  • مستی و راستی
  • مستی سنج
  • مستی خوردن
  • مستی عرفانی
  • مستی عشق
  • مستی فیل
  • رانندگی در حال مستی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات