کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مستقد | کلماتور
معانی کلمه : مستقد
تلفظ بین المللی :
/mostˈaq1ed/
تلفظ :
[most'aq1ed]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مستقدم
مستقدر
مستقدمین
المستقدمین
ذات عاده مستقره
رسید مستقیم
روان کاوی مستقیم
الصراط المستقیم
سامانۀ پاشش مستقیم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مستقد. [ م ُ ت َ ق ِدد ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استقداد. پیوسته باشنده بر کاری و چیزی برابرو هموار. ( از منتهی الارب ). امری که مستمر و مستوی شده باشد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به استقداد شود.
فرهنگ فارسی
پیوسته باشنده بر کاری و چیزی برابر
کلمات مرتبط
مستقدم
مستقدر
مستقدمین
المستقدمین
ذات عاده مستقره
رسید مستقیم
روان کاوی مستقیم
الصراط المستقیم
سامانۀ پاشش مستقیم
نظرات