مستغل . [ م ُ ت َ غ ِل ل ] (ع ص ) نعت فاعلی از استغلال . غله آوردن خواهنده . || مزدوری گیرنده کسی راو او را بر کشانیدن غله دارنده . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || گیرنده ٔ غله از مستغلات . (اقرب الموارد). رجوع به استغلال شود.
غلهدار
غلهخیز
اجره، غله
اجاری، اجارهای، ملکاجاری
۱. اجاری، اجارهای، ملکاجاری
۲. اجره، غله
۳. غلهدار
۴. غلهخیز