کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مستعد-کردن | کلماتور
معنی کلمه : مستعد کردن
تلفظ بین المللی :
/mostˈaʔed kˈardan/
تلفظ :
[most'a?ed k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مسترد کردن
مستند کردن
ترکیب یا متحد کردن
متحد کردن
متعهد و ملتزم کردن
متعهد کردن
جبهه متحد کرد
حسن بن ابراهیم کرانی مجتهد اصفهانی
مستعد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
dispose (فعل)مرتب کردن، مستعد کردن، ترتیب کارها را معین کردنprepare (فعل)مجهز کردن، اماده کردن، ساختن، تعبیه کردن، مستعد کردن، فراهم نمودن، مهیا ساختن، اماده شدن، تدارک دیدن، پستاکردن، تمهید کردنpredispose (فعل)مستعد کردن، زمینه را مهیا ساختن...
کلمات مرتبط
مسترد کردن
مستند کردن
ترکیب یا متحد کردن
متحد کردن
متعهد و ملتزم کردن
متعهد کردن
جبهه متحد کرد
حسن بن ابراهیم کرانی مجتهد اصفهانی
مستعد
نظرات