مستراح. [ م ُ ت َ ] ( ع اِ ) جای برآمدن و جای آسایش. ( منتهی الارب ). جای آمدن.( ناظم الاطباء ). جای آسایش و فراغت و جای راحت. ( غیاث ) ( آنندراج ). آسایشگاه. و رجوع به استراحة شود. || بیت الخلاء. ( اقرب الموارد ). آبخانه. کنیف. ( دهار ). جای لازم. کنار آب. ( ناظم الاطباء ). حَش . میضاء. مبال. جائی. حاجتگاه. مبرز. متوضاء. خلاء. ادبخانه. آبشتنگاه. طهارتخانه. خلاخانه. آبریز : بر مستراح کوپله سازیده ...
فرهنگ عمید
مبال، مَبرز، جایی، توالت، موضع قضای حاجت، آبریز.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - جای آسایش و راحت . ۲ - مبال ، توالت .
فرهنگ فارسی
جای آسایش، جای راحت، درفارسی به معنی مبال و مبرز میگویند ( اسم ) ۱- جای راحت محل آسایش . ۲ - مبال مبرز معانی لطیف آن در ری بود در صدانشانده و سبحه ای بود در مستراح فکنده ....