مستحب . [ م ُ ت َ ح ِب ب ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحباب . دوست دارنده و مهربان ودارای محبت . (ناظم الاطباء). رجوع به استحباب شود.
مستحب. [ م ُ ت َ ح ِب ب ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحباب. دوست دارنده و مهربان ودارای محبت. ( ناظم الاطباء ). رجوع به استحباب شود.مستحب. [ م ُ ت َ ح َب ب ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استحباب. دوست داشته شده. ( آنندراج ) (...
فرهنگ عمید
۱. (فقه ) عملی که به جا آوردنش ثواب داشته باشد و ترک آن گناه و عقاب نداشته باشد. ۲. [قدیمی] دوست داشتنی، نیکو و پسندیده، دوست داشته شده.
فرهنگ معین
(مُ تَ حَ بّ ) [ ع - فا. ] (اِمف . ) کاری که انجام دادن آن بهتر از ترک آن باشد.
فرهنگ فارسی
دوست داشتنی، نیکووپسندیده ودوست داشته شده، عملی که بجا آوردنش ثواب داشته باشدوترک آن گناه وعقاب نداشته باشد (اسم ) ۱- دوست داشته شده دوستی داشته ۲ ٠ - پسندیده نیکو . ۳ - قول یافعلی که ازگفتن و کردن آنهاثواب اخروی حاصل آید مقابل واجب حرام مکروه مباح . دوست دارنده و مهربان
دانشنامه عمومی
شایسته
مستحب در لغت به معنای دوست داشته شده و پسندیده شده است و در اصطلاح فقه اسلام، عملی است که انجامش بر مکلَف مطلوب است و پاداش دارد ولی ترک آن عذاب ندارد. مانند: نماز شب. تعداد مستحبات بسیار زیاد است و قابل شمردن نیستدر مستحب مؤکد، تأکید بر انجام فعل است، تأکیدی بیش از تأکید موجود در استحباب، و کمتر از تأکید واجب. در این گونه خواسته ها مکلف به خاطر سرپیچی عقاب نمی شود، ولی شارع او را به ...
[ویکی فقه] شیء مطلوب مولا، با عدم حرمت ترک آن است.مستحب، از اقسام محکوم به است؛ یعنی شارع مقدس مکلف را به انجام عملی تشویق و تحریص می کند، بی آن که در آن الزامی وجود داشته باشد؛ به بیان دیگر، مستحب، عملی است که فعل آن پسندیده است و ترکش حرام نیست؛ یعنی انجام دهنده آن سزاوار ستایش می باشد، ولی ترک کننده آن مستحق ذم نیست، مانند: نماز و روزه مستحبی. نکته اولدر میان اصولی ها در این که مندوب ، ماموربه ...