معانی کلمه : مسبحه
لغت نامه دهخدا
مسبحة. [ م ِ ب َ ح َ ] (ع اِ) مهره هایی که با آن تسبیح کنند همچون سبحه . (اقرب الموارد از حواشی زنجانی ).
فرهنگ عمید
انگشت شهادت، سبابه.
فرهنگ فارسی
(اسم ) ۱ - مونث مسبح .۲- انگشت شهادت : انگشت مسبح. خود در دهان گرفته از آنجا شیر میخورد .
مهره هایی که با آن تسبیح کنند
مهره هایی که با آن تسبیح کنند
