کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مسافرین | کلماتور
معانی کلمه : مسافرین
تلفظ بین المللی :
/mˌosɑfˈerin/
تلفظ :
[m,osAf'eRin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زاد المسافرین
اطاق تفتیش اثای و بار مسافرین
کشف البراهین فی شرح رساله زاد المسافرین
اگر شبی از شب های زمستان مسافری
قطار باری ـ مسافری
کشتی مسافری
لوکوموتیو مسافری
مسافحین
مسافری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مسافرین. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ مسافر ( در حالت نصبی و جری ). مسافران. کاروانیان. رجوع به مسافر شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مسافر در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) .
کلمات مرتبط
زاد المسافرین
اطاق تفتیش اثای و بار مسافرین
کشف البراهین فی شرح رساله زاد المسافرین
اگر شبی از شب های زمستان مسافری
قطار باری ـ مسافری
کشتی مسافری
لوکوموتیو مسافری
مسافحین
مسافری
نظرات