Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مزیر

تلفظ بین المللی : /mˈazir/ تلفظ :‌ [m'aziR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • مُزیر
  • مزیر کان
  • مزیر له متس
  • شارلویل مزیر
  • توما دو مزیر
  • سال مزیر
  • کنه مزیر
  • مرد مزیر
  • لوتار د مزیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مزئر. [ م ُ ءِ ] ( ع ص ) شیر غران. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). زائر. زئر. ( منتهی الارب ).
مزیر. [ م َ ] ( ع ص ) مرد خوش طبع زیرک. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ج ،أمازر. || توانا و نافذ در امور. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجل مزیر؛ مشبعالعقل و نافذ فی الامور. ( اقرب الموارد ). مردی قوی. ...

فرهنگ فارسی

افزون و اندک

گویش مازنی

۱مزدور ۲کارگر فصلی ۳نوکر

/mezzir/ مزدور - کارگر فصلی ۳نوکر

واژه نامه بختیاریکا

( مُزیر * ) شاگرد دکان دار

کلمات مرتبط

  • مُزیر
  • مزیر کان
  • مزیر له متس
  • شارلویل مزیر
  • توما دو مزیر
  • سال مزیر
  • کنه مزیر
  • مرد مزیر
  • لوتار د مزیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات