مزمن. [ م ُ م ِ ] ( ع ص ) بر جای مانده شونده. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( غیاث ). بر جای مانده. کهنه و دیرینه. دارای زمان و دیرینه. ( ناظم الاطباء ). دیرینه و کهنه. ( آنندراج ) ( غیاث ) . کهن. عتیق. طویل ( از نظر زمان ). پیاده ( مقابل حاد ). متقادم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).در اصطلاح پزشکی دیرگذر. مقابل حاد. آهسته. ( ذخیره خوارزمشاهی از یادداشت مرحوم دهخدا ) : به علت ...
فرهنگ عمید
۱. کهنه، دیرینه، آنچه زمان درازی بر آن گذشته. ۲. [مقابلِ حاد] (پزشکی ) ویژگی هر بیماری طولانی مدت که به تدریج بروز می کند.
فرهنگ معین
(مُ مَ) [ ع . ] (اِمف .) زمین گیر، عاجز.
(مُ مِ) [ ع . ] (اِفا.) کهنه ، دیرینه . ؛ مرض ~ بیماری ای که کهنه شده باشد.
(مُ مَ ) [ ع . ] (اِمف . ) زمین گیر، عاجز. (مُ مِ ) [ ع . ] (اِفا. ) کهنه ، دیرینه . ، مرض ~ بیماری ای که کهنه شده باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
مُزْمِن (chronic)در پزشکی، اصطلاحی برای توصیف بیماری هایی با شروع آهسته و دوره ای طولانی، ازجمله آرتریت روماتوئیدیا التهاب مزمن نایژه ها (برونشیت مزمن). برعکس، بیماری حادبه سرعت ایجاد می شود و ممکن است نسبتاً کوتاه مدت باشد.wikijoo: مزمن...
فرهنگ فارسی
کهنه، دیرینه، آنچه که زمان درازی بر آن گذشته ( اسم ) آنچه که زمانی طولانی بر آن گذشته کهنه دیرینه . یا مرض مزمن . بیماریی که مدتی دراز مریض بدان مبتلی است مرضی که کهنه شده باشد .
دانشنامه عمومی
بیماری مزمن در پزشکی به بیماری هایی گفته می شود که زیاد طول می کشند یا ذاتاً بلندمدت هستند. مانند آسم یا دیابت.واژه مزمن برخلاف واژه حاد و تحت حاد استفاده می شود.درد مزمن معمولاً بیان کننده دردی است که بیش از ۶ ماه از زمان آن گذشته و پایان آن قابل پیش بینی نبوده و به جز اینکه به طور خیلی آهسته التیام یابد مانند سوختگی ها. دیگر خصوصیات درد مزمن آنست که هویت علت آن مشخص باشد، اغلب درد مزمن، فرد را ب...
مترادف و متضاد
دیرپا، دیرینه، ریشهدار، کهنه ≠ حاد
persistent(صفت)
پایا، مزمن، مصر، ماندگار، مداوم، لجوج، سمج، مقاوم، ایستادگی کننده