کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مزج-کردن | کلماتور
معانی کلمه : مزج کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈazdʒ kˈardan/
تلفظ :
[m'azdZ k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مزه مزه کردن
مزه کردن
تخلیه مزاج کردن
چین چین و موج دار کردن
خوش مزه کردن
کار کردن مزاج
مزه دار کردن
حرف را مزه مزه کردن
ماه مزد کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مزج کردن. [ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خلط کردن. مخلوط کردن. ممزوج کردن.در آمیختن. آمیختن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
خلط کردن
کلمات مرتبط
مزه مزه کردن
مزه کردن
تخلیه مزاج کردن
چین چین و موج دار کردن
خوش مزه کردن
کار کردن مزاج
مزه دار کردن
حرف را مزه مزه کردن
ماه مزد کردن
نظرات