Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مزارعه

تلفظ بین المللی : /mˌozɑrˈeʔeː/ تلفظ :‌ [m,ozAR'e?e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • مزارعه کار
  • نقش مدت در قرارداد مزارعه
  • انبار مزرعه
  • غریب مزرعه
  • قلعه مزرعه
  • مزارع
  • مزارعی
  • مزاره
  • مزرعه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

مزارعة. [ م ُ رَ ع َ ] (ع مص ) زمین به برزگری فا کسی دادن . (تاج المصادر بیهقی ). معامله در زمین به بعض حاصل آن در صورتی که بذر نیز از مالک باشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). با یکدیگر کشاورزی کردن وزمین را بر بعض حاصل آن به کسی دادن و تخم بر ذمه ٔ مالک باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

مزارعه .[ م ُ رَ ع َ ] (ع مص ) در اصطلاح حقوقی عقدی است ...

فرهنگ عمید

با هم زراعت کردن یا قرار کشت کاری با هم گذاشتن بر طبق قرارداد معین، عقدی که در آن صاحب زمین، زمین خود را به کس دیگر واگذار می کند که در آن زراعت کند و حاصل آن را میان خود قسمت کنند.

دانشنامه آزاد فارسی

مُزارِعهدر اصطلاح فقه و حقوق، عقدی که به موجب آن شخصی (مالک) زمین را برای مدت معیّن به دیگری می دهد تا در آن کِشت و برداشت کند و محصول را به نسبت توافق شده بین خود تقسیم کنند. مالک را مُزارِع و زارع را عامل مزارعه می گویند. مزارعه ازجمله عقود لازم است که صحت آن علاوه بر دارابودن شرایط عمومی صحت معاملات، شرایط خاص دیگری نیز دارد، از جمله آن که زمین باید از طرف مزارع برای عمل زراعت به عامل داده شود....

فرهنگ فارسی

باهم زراعت کردن یاقرارکشتکاری باهم گذاشتن برطبق قراردادمعین(مصدر ) ۱- زراعت کردن . ۲ - عقدی است که بموجب آن احد طرفین زمینی را برای مدت معینی بطرف دیگر میدهد که آنرا زراعت کرده و حاصل را تقسیم کنند . توضیح در عقد مزارعه حص. هر یک از مزارع وعامل باید بنحو اشاعه از قبیل ربع یا ثلث یا نصف و غیره معین گردد و اگر بنحو دیگر باشد احکام مزارعه جاری نخواهد شد .حقوقی عقدی که به موجب آن طرفین زمینی را برای ز...

دانشنامه عمومی

مضاربه • مزارعهقرض الحسنه • جعالهسَلَف خری • مساقاتهِبه • جزیهزکات • خمسصدقه • وقفبیت المالصکوک • رِبابانکداری اسلامیتوضیح المسایل(محمد فاضل لنکرانی)اقتصاد ما، سید محمد باقر صدر ٬جلد دوم.مبانی فقهی اقتصاد اسلامی، داراب نبی زاده، ۱۳۸۵.مزارعه یکی از روش های تأمین مالی کوتاه مدت در بخش کشاورزی است، که به موجب آن یکی از طرفین در زمین دیگری به کشاورزی می پردازد و محصول را آن طور که در عرف رایج است تقسی...

مترادف و متضاد

عقد زراعت

زراعت کردن

۱. زراعت کردن
۲. عقد زراعت

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مزارعه در لغت از ریشه (زرع) مصدر باب مفاعله به معنای با همدیگر کاشتن می باشد. در اصطلاح عقد ی است که به موجب آن یکی از طرفین زمینی را برای مدت معینی به طرف دیگر می دهد که در آن زراعت نمایند و حاصل را تقسیم کنند.مالک زمین را مزارِع و کسی را که زراعت می کند،عامل می گویند.در عقد مزارعه لازم نیست مزارع، مالک زمین باشد، بلکه طبق ماده ۵۲۲ قانون مدنی کافی است که مالک منافع زمین باشد، یا این که...

کلمات مرتبط

  • مزارعه کار
  • نقش مدت در قرارداد مزارعه
  • انبار مزرعه
  • غریب مزرعه
  • قلعه مزرعه
  • مزارع
  • مزارعی
  • مزاره
  • مزرعه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات