Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مزاحم شدن

تلفظ بین المللی : /mˌozɑhemʃˈodan/ تلفظ :‌ [m,ozAhemS'odan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • دائما مزاحم شدن و اذیت کردن
  • مزاحم کسی شدن
  • متالم شدن
  • مباح شدن
  • مزاحم
  • مزاحم یابی
  • مزاحم زیبا
  • مزاحم نشو
  • مزاحم نشوید
فرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

فرهنگ فارسی

( مصدر ) زحمت دادن رنج رسانیدن

مترادف و متضاد

زحمت‌دادن، مصدع شدن، موجبات زحمت فراهم کردن، زحمت‌افزا شدن، اذیت کردن، دردسر دادن، مایه‌زحمت شدن، تصدیع دادن

annoy (فعل)تحریک کردن، ازردن، خشمگین کردن، رنجاندن، عذاب دادن، دلخور کردن، اذیت کردن، بستوه اوردن، مزاحم شدن، عاجز کردن، عصبانی کردنintromit (فعل)جا دادن، دخالت کردن، مزاحم شدن، منصوب کردن، در اوردن، داخل کردنtrouble (فعل)اشفتن، عذاب دادن، مزاحم شدن، زحمت دادن، ازار دادن، دچار کردن، م...

فرهنگ فارسی ساره

دردسر دادن


کلمات مرتبط

  • دائما مزاحم شدن و اذیت کردن
  • مزاحم کسی شدن
  • متالم شدن
  • مباح شدن
  • مزاحم
  • مزاحم یابی
  • مزاحم زیبا
  • مزاحم نشو
  • مزاحم نشوید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات