معانی کلمه : مریان
لغت نامه دهخدا
مریان.[ م ُرْ رَ ] ( ع ص ، اِ ) تثنیه مُرّی ̍. رجوع به مری شود. || آء. که ثمر درختی است ، و درمنه. ( منتهی الارب ). حنظل و افسنتین بحری. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
دهی جزئ بخش مرکزی شهرستان طوالش . دارای ۱۸۲٠ تن سکنه . محصول : غلات لبنیات میوه مرکبات . ییلاق طایفه مریانی ناحیه ایست بنام آق اولر که یکی از نقاط خوش آب و هوا است و تابع مریان است .
ثمر درختی است
ثمر درختی است
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: maryān) شهر درختی ؛ نام روستایی در بخش مرکزی توالش .
اسم: مریان (دختر) (لاتین) (تلفظ: maryān) (فارسی: مريان) (انگلیسی: maryan)
معنی: شهر درختی، ( اَعلام ) نام روستایی در بخش مرکزی توالش
معنی: شهر درختی، ( اَعلام ) نام روستایی در بخش مرکزی توالش
