کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مرگبار | کلماتور
معانی کلمه : مرگبار
تلفظ بین المللی :
/mˈarɡbɑr/
تلفظ :
[m'aRgbAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مرگبار، مرگبار
مرگبار ببوس مرا
ابزارهای مرگبار شهر استخوان ها
اسلحه مرگبار
اسلحه مرگبار 2
اسلحه مرگبار 3
اسلحه مرگبار 4
افعی های مرگبار
افکار مرگبار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
مرگبار. [ م َ ] ( نف مرکب ) مرگ بارنده. آورنده مرگ. آنچه تولید مرگ کند. آنچه موجب مرگ شود.
فرهنگ معین
( ~. ) [ انگ . ] (ص . ) پدید آورندة مرگ ، معمولاً برای عده ای زیاد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنچه تولید مرگ کند مهلک . ۲- مدهش دهشت آور : سکوت مرگباری بر اطاق حکمفرما شد .
مترادف و متضاد
کشنده، مرگآفرین، مرگآور، مرگزا
mortal
(صفت)
کشنده، مهلک، مرگبار، فانی، مخرب، خاکی، مردنی، مرگ اور، فناپذیر، از بین رونده
deatkmtor_omniike
(صفت)
مرگبار
کلمات مرتبط
مرگبار، مرگبار
مرگبار ببوس مرا
ابزارهای مرگبار شهر استخوان ها
اسلحه مرگبار
اسلحه مرگبار 2
اسلحه مرگبار 3
اسلحه مرگبار 4
افعی های مرگبار
افکار مرگبار
نظرات