Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مروسیدن

تلفظ بین المللی : /mˌarvasˈidan/ تلفظ :‌ [m,aRvas'idan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • مروسیده
  • مروسیدگی
  • مروسیانین
  • ماسیدن
  • مروجین
  • مرسین
  • مرسیون
  • مورسین همرس
  • موسیان
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مروسیدن. [ م َ دَ ] ( مص ) عادت کردن به چیزی. ( جهانگیری ) ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). آموخته شدن. ( ناظم الاطباء ). || رنج بردن در کاری به وقت بی چیزی و مفلسی. ( برهان ) ( از جهانگیری ). رنج بردن به کاری. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). || واکوشیدن. ممارست. اشتغال به کاری. وررفتن با. انگولک کردن. پیله کردن. کند و کو کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): طرد؛ مروسیدن به شکار. علهسة؛ سخت مروسیدن چیزی ...

فرهنگ عمید

۱. رنج بردن در کاری یا برای چیزی.
۲. عادت کردن به چیزی.

فرهنگ معین

(مُ رُ دَ ) (مص م . ) عادت کردن به چیزی .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) عادت کردن بچیزی ممارست کردن .

کلمات مرتبط

  • مروسیده
  • مروسیدگی
  • مروسیانین
  • ماسیدن
  • مروجین
  • مرسین
  • مرسیون
  • مورسین همرس
  • موسیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات