کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مرهم-گذاری | کلماتور
معانی کلمه : مرهم گذاری
تلفظ بین المللی :
/mˈarham ɡozˈɑri/
تلفظ :
[m'aRham goz'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مرهم گذاری وزخم بندی
مرهم گذار
نام گذاری بریدن الت تناسلی زنان از دیدگاه مردم شناسان
مرهم
مرهم امیزی
مرهم بها
مرهم دان
مرهم رسان
مرهم نه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
مرهم گذاری. [ م َ هََ گ ُ ] ( حامص مرکب ) مرهم گذاشتن. مرهم نهادن. بستن داروهای نرم بر جراحت.
فرهنگ فارسی
مرهم نهادن
مترادف و متضاد
inunction
(اسم)
روغن مالی، تدهین، مرهم، مسح، مرهم گذاری
unction
(اسم)
نرمی، روغن مالی، تدهین، مرهم، روغن، چرب زبانی، مرهم گذاری، حظ، لینت، پربرکتی، تلذذ
کلمات مرتبط
مرهم گذاری وزخم بندی
مرهم گذار
نام گذاری بریدن الت تناسلی زنان از دیدگاه مردم شناسان
مرهم
مرهم امیزی
مرهم بها
مرهم دان
مرهم رسان
مرهم نه
نظرات