کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مرقه | کلماتور
معانی کلمه : مرقه
تلفظ بین المللی :
/mˈarq1eː/
تلفظ :
[m'aRq1e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مَرقَه گِرُفتَه
قنات مرقه درمیان
ذات مره
انتری که لوطی اش مرده بود
زبان مرده
زیک مرده
زمان مرده
زمین مرده
زو مراقه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مرقة.
[ م َ ق َ ] (ع اِ) یک قطعه پشم که ابتدا برکنده شود. ج ، مرقات . (از اقرب الموارد).
مرقة. [ م َ رَ ق َ ] (ع اِ) شوربا، و از مرق اخص است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). خوردی . (السامی ). و رجوع به مرق شود. شوربا. (صراح ).- مرقة بیضاء ؛ آنکه در آن حوایج نریزند. (یادداشت مرحوم دهخدا)....
فرهنگ فارسی
شوربا
کلمات مرتبط
مَرقَه گِرُفتَه
قنات مرقه درمیان
ذات مره
انتری که لوطی اش مرده بود
زبان مرده
زیک مرده
زمان مرده
زمین مرده
زو مراقه
نظرات