Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرسا

تلفظ بین المللی : /mˈarsɑ/ تلفظ :‌ [m'aRsA]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • مرسا مطروه
  • مرسانا
  • مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان
  • مرساباد
  • مرسات
  • مرسال
  • مرساه
  • بخش مون دو مرسان
  • مرسارود
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

مرسا. [ م ُ ] ( ع مص ) استوار گشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). واقع شدن و ثابت گردیدن. ( از اقرب الموارد ). وقوع : یسئلونک عن الساعة أیان مُرس̍یها، قل انما علمها عند ربی... ( قرآن 187/7 ) و نیز( 42/79 )؛ از تو درباره وقت قیامت میپرسند که کی می باشد وقوع آن ، بگو که دانش آن نزد پروردگارم است.

فرهنگ فارسی

استوار گشتن

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: morsā) (عربی) استوار گشتن ، واقع شدن و ثابت گردیدن .

نامی دخترانه و عربی است و معنی آن ثابت ، استوار ، پابرجا می باشد. به روایتی نام مادر حضرت مریم به زبان عبری. نام مادر حضرت مریم. ضمنا م/رسا هم خوانده میشود

اسم: مرسا (دختر، پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: morsā) (فارسی: مرسا) (انگلیسی: morsa) معنی: استوار گشتن، واقع شدن و ثابت گردیدن، استوار، ثابت، پابرجا...

کلمات مرتبط

  • مرسا مطروه
  • مرسانا
  • مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان
  • مرساباد
  • مرسات
  • مرسال
  • مرساه
  • بخش مون دو مرسان
  • مرسارود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات