Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرزی

تلفظ بین المللی : /mˈarzi/ تلفظ :‌ [m'aRzi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • مرزی دره
  • مرزی دار
  • مرزی یره
  • مرزی برای زندگی
  • مرزی کتی طیبی
  • امتیازات برون مرزی
  • شارش لایه مرزی
  • غلتۀ لایۀ مرزی
  • کون مرزی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

مرزی. [ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به مرز. مربوط به مرز: سپاه مرزی. قرارداد مرزی ، مسائل مرزی. رجوع به مرز به معنی سرحد بین دو مملکت شود.

فرهنگ فارسی

سپاه مرزی

مترادف و متضاد

سرحدی

سرحدنشین

مربوط به مرز

۱. مربوط به مرز
۲. سرحدی
۳. سرحدنشین

edgy (صفت)
مرزی

marginal (صفت)
مرزی، کم، حاشیه ای، وابسته به حاشیه

واژه نامه بختیاریکا

از حبوبات شبیه ماش است

کلمات مرتبط

  • مرزی دره
  • مرزی دار
  • مرزی یره
  • مرزی برای زندگی
  • مرزی کتی طیبی
  • امتیازات برون مرزی
  • شارش لایه مرزی
  • غلتۀ لایۀ مرزی
  • کون مرزی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات