معانی کلمه : مردود شدن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- بازگردانیده شدن . ۲- رد شدن مطرود گشتن : زان غنا و زان غنی مردود شد که ز قدرت صبرها پدرود شد . ( مثنوی ) ۳ - در امتحان توفیق نیافتن .
مترادف و متضاد
۱. ردشدن، رفوزه شدن ≠ قبول شدن
۲. طرد شدن، مطرود شدن، رانده شدن
