کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مرده-وار | کلماتور
معانی کلمه : مرده وار
تلفظ بین المللی :
/mordˈeː vˈɑr/
تلفظ :
[moRd'e: v'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مردم وار
مردی که الوار را بهم میچسباند
مرد شنی وارد می شود
مردم واری
مراه الحقائق فی تفسیر بعض الایات و الاحادیث و الواردات و اللطائف
وابسته بباب المعده
وابسته بتوده مردم
وابسته به مردم دوریس یونان قدیم
وابسته به پرستش الت مردی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مرده وار. [ م ُ دَ / دِ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) چون مرده. مانند مرده. ساکت و ساکن. خموش. و بی حرکت :
خمش کن مرده وار ای دل ازیرا
به هستی متهم ما زین زبانیم.
مولوی.
فرهنگ فارسی
مانندمرده همچون میت : خمش کن مرده وار ای دل . ازیرا بهستی متهم مازین زبانیم . ( دیوان کبیر )
مانند مرده
کلمات مرتبط
مردم وار
مردی که الوار را بهم میچسباند
مرد شنی وارد می شود
مردم واری
مراه الحقائق فی تفسیر بعض الایات و الاحادیث و الواردات و اللطائف
وابسته بباب المعده
وابسته بتوده مردم
وابسته به مردم دوریس یونان قدیم
وابسته به پرستش الت مردی
نظرات