Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرده شوی

تلفظ بین المللی : /mordˈeː ʃˈavi/ تلفظ :‌ [moRd'e: S'avi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مرده شوی خانه
  • مردم اماده شوید
  • شایسته مرد نجیب
  • ان مرد مسن شاید پدرت باشد
  • ان مرد مسن… شاید پدرت باشد
  • مردهشو
  • مردهشوخانه
  • مرده
  • مرده بازی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مرده شوی. [ م ُ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) شوینده جسد مرده. غسال. که جسد مردگان را شستشو و غسل دهد. که شغلش شستن و غسل دادن اموات است. مرده شو. مرده شور :
به مرده شویان مانی ز روی بدنیتی
اگر سه رویه خوهی سود خیز و مرده بشوی.
سوزنی.
زشت را گوهزار حله بپوش
که همان مرده شوی پارین است.
نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که شغلش شستشو و غسل دادن مردگان است .

کلمات مرتبط

  • مرده شوی خانه
  • مردم اماده شوید
  • شایسته مرد نجیب
  • ان مرد مسن شاید پدرت باشد
  • ان مرد مسن… شاید پدرت باشد
  • مردهشو
  • مردهشوخانه
  • مرده
  • مرده بازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات