Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرثیت گو

تلفظ بین المللی : /marsˈiːjat ɡˈuː/ تلفظ :‌ [maRs'i:jat g'u:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • مرثیت گوئی
  • مرثیه گوی
  • مرثیه گوئی
  • مرثیت
  • مرثیت خوان
  • مرثیت خوانی
  • مرثیت سرا
  • مرثیت سرائی
  • مریت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

مرثیت گو. [ م َ ی َ ] ( نف مرکب ) که اشعار مرثیه گوید. که در عزای مرده شعر سراید و صفات و محامد او برشمارد. مرده ستا :
سلامت نزد ما دور از شما مُرد
دریغا مرثیت گوئی ندارد.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

که اشعار مرثیه گوید

کلمات مرتبط

  • مرثیت گوئی
  • مرثیه گوی
  • مرثیه گوئی
  • مرثیت
  • مرثیت خوان
  • مرثیت خوانی
  • مرثیت سرا
  • مرثیت سرائی
  • مریت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات