Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرتفع کردن

تلفظ بین المللی : /mortˈafaʔ kˈardan/ تلفظ :‌ [moRt'afa? k'aRdan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بوی بد را مرتفع کردن
  • در مرتع پرورش احشام کردن
  • متفق کردن
  • مرتفع
  • مرتفع ساختن
  • مرتفع شدن
  • مرتفع بنظرامدن
  • مرتفع ترین نقطه
  • مرتفع کننده
فرهنگ فارسیمترادف و متضاد

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مرتفع ساختن .

مترادف و متضاد

فیصله دادن

مرتفع ساختن

برطرف کردن، رفع کردن، رفع و رجوع کردن

۱. برطرف کردن، رفع کردن، رفع و رجوع کردن
۲. فیصله دادن
۳. مرتفع ساختن

obviate (فعل)
رفع کردن، عدول کردن، مرتفع کردن، رفع نیاز کردن

کلمات مرتبط

  • بوی بد را مرتفع کردن
  • در مرتع پرورش احشام کردن
  • متفق کردن
  • مرتفع
  • مرتفع ساختن
  • مرتفع شدن
  • مرتفع بنظرامدن
  • مرتفع ترین نقطه
  • مرتفع کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات