کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مربوط-به-تهیه-مقدمات | کلماتور
معنی کلمه : مربوط به تهیه مقدمات
تلفظ بین المللی :
/mˈarbut beː tahˈiːjeː mˌoq1addˈamɑt/
تلفظ :
[m'aRbut be: tah'i:je: m,oq1add'amAt]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مربوط به تهیه کردن چیزی
مربوط به
مربوط به اب و هوا
مربوط به اتاق کوچک
مربوط به اتم
مربوط به اثر کمدی و تراژدی
مربوط به اخائیه
مربوط به اسب سواری
مربوط به استادی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
preparatory
(صفت)
مقدماتی، پستایی، تدارکی، امایشی، مربوط به تهیه مقدمات
کلمات مرتبط
مربوط به تهیه کردن چیزی
مربوط به
مربوط به اب و هوا
مربوط به اتاق کوچک
مربوط به اتم
مربوط به اثر کمدی و تراژدی
مربوط به اخائیه
مربوط به اسب سواری
مربوط به استادی
نظرات