معانی کلمه : مرانه
لغت نامه دهخدا
مرانة. [ م ُرْ را ن َ ] (ع اِ) نیزه ٔ نرم . (مهذب الاسماء). واحد مران است . رجوع به مُرّان شود. || درختی که از آن نیزه می سازند. (ناظم الاطباء). رجوع به مُرّان شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) زغال اخته .
نرم شدن
نرم شدن
دانشنامه عمومی
نام روستایی در شهرستان مریوان هم مرز با کشور عراق همچنین نام پاسگاه مرزی هم در همین منطقه است.
واژه نامه بختیاریکا
( مرّانِه ) از امراض حیوانی؛ کرم جگر
