مراجعت . [ م ُج َ / ج ِ ع َ ] (از ع اِمص ) مراجعه . مراجعة. بازگشتن .(از غیاث اللغات ). بازآمدن : علاجی در وهم نیامد که موجب صحت اصلی تواند بود و بدان از یک علت مثلاً ایمنی کلی حاصل تواند آمد چنانکه طریق مراجعت آن بسته ماند. (کلیله و دمنه ). رجوع به مراجعه شود. || رجوع . بازگشت . برگشت . توبه : پیراهن خلاف به دست مراجعت یکتا کنیم و پشت عبادت دوتا کنیم . سعدی .- مراجعت دادن ؛ برگرداندن . بازگرداند...
فرهنگ عمید
۱. رجوع کردن، بازگشتن. ۲. توبه کردن، بازگشتن به سوی خدا.
فرهنگ فارسی
رجوع کردن، بازگشتن، رجوع، بازگشت، درفارسی مراجعت بمعنی بازگشت وبازگشتن ومراجعه به معنی رجوع کردن استعمال می شود ( مصدر ) مراجعه باز گشتن بازگشت : در تهنیت مراجعت سلطان سنجر از بغداد به نشابور . توضیح در تداول فارسی مراجعت بمعنی بازگشتن و بازگشت و مراجعه بمعنی رجوع کردن استعمال شود .