مذوب . [ م ُ ذَوْ وَ ] (ع ص ) گداخته شده . آب شده . (ناظم الاطباء). نعت مفعولی است از تذویب . رجوع به تذویب شود.
مذوب . [ م ُ ذَوْ وِ ] (ع ص )آنکه ذوابة و چتر و گیسو برای کودک می سازد و آن را می آراید و زینت می کند. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از تذویب به معنی ذوابة ساختن . رجوع به تذویب شود.