معانی کلمه : مدول
لغت نامه دهخدا
مدول. [ م ُ دَوْ وَ ] ( ع ص ) نعت مفعولی است از تدویل. دارای دوال. دوال دار. ( فرهنگ فارسی معین ). || ظاهراً قماش کناره دار و مطرز و سجیف دار، به استعاره از دوال چرم. ( فرهنگ فارسی معین ) :
مدول یکی اطلس بانژاد
برآمد به گلگون والا چو باد.
مدول یکی اطلس بانژاد
برآمد به گلگون والا چو باد.
دانشنامه آزاد فارسی
مُدول
رجوع شود به:پیمون (معماری)
رجوع شود به:پیمون (معماری)
wikijoo: مدول
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - دارای دوال دوال دار . ۲- ظاهرا قماش کنارهدار و مطرز و سجیف دار است ( باستعاره از دوال چرم ) : مدول یکی اطلس با نژاد بر آمد بگل گون والاچو باد . ( نظام قاری )
